![]() |
![]() |
|
| اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نا محدود می شود |
رفیق من سنگ صبور غمهام به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم مجنونم و دلزده از لیلیا (لیلی ها) خیلی دلم گرفته از خیلیا نمونده از جوونیام نشونی پیر شدم پیر تو ای جوونی تنهای بی سنگ صبور خونه سرد و سوت و کور توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست اگر چه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش اگر بیای همونجوری که بودی کم میارن حسودا از حسودی صدای سازم همه جا پر شده هر کی شنیده از خودش بی خوده اما خودم پر شدم از گلایه هیچی ازم نمونده جز یه سایه سایه ای که خالی از عشق و امید همیشه محتاج به نور خورشید
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 10:35 توسط حامد |
|
هر زمان که عشق اشارتی به شما کرد در پی او بشتابید، هر چند راه او سخت و نا هموار باشد. و هر زمان بالهای عشق شما را در بر گرفت خود را به او سپارید، هر چند که تیغهای پنهان در بال و پرش ممکن است شما را مجروح کند . و هر زمان عشق با شما سخن گوید او را باور کنید، هر چند دعوت او رویاهای شما را چون باد مغرب در هم کوبد و باغ شما را خزان کند. زیرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر می نهد به صلیب نیز می کشد. و چنانکه شما را می رویاند شاخ و برگ شما را هرس می کند . و چنانکه تا بلندای درخت وجودتان بالا میرود و ظریف ترین شاخه های شما را که در آفتاب می رقصند نوازش می کند ، همچنین تا عمیق ترین ریشه های شما پایین می رود و آنها را که به زمین چسبیده اند تکان می دهد. عشق با شما چنین رفتارها می کند تا به اسرار قلب خود معرفت یاببد و بدین معرفت با قلب زندگی پیوند کنید و جزئی از آن شوید . اما اگر از ترس بلا و آزمون ، تنها طالب آرامش و لذتهای عشق باشید، خوشتر آنکه عریانی خود را بپوشانید و از دم تیغ خرمنکوب عشق بگریزید ، به دنیایی که از گردش فصلها در آن نشانی نیست؛ جایی که شما می خندید اما تمامی خنده خود را بر لب نمی آورید و می گریید اما تمامی اشکهای خود رافرو نمی ریزید. عشق هدیه ای نمی دهد مگر از گوهر ذات خویش . و هدیه ای نمی پذیرد مگر از گوهر ذات خویش . عشق نه مالک است و نه مملوک ، زیرا عشق برای عشق کافی است .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم اسفند 1386ساعت 20:42 توسط حامد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام
وقتی از شور و گرما، از احساسات سرکش ، و از آنچه چشمانت رابه درخشش وا می دارند و ضربان قلبت را تندتر می کند ، پرهیز می کنی . . . آرام روی به مردن می نهی |
|
RSS
|
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .